هشت سال و نیم اسارت یک آزاده به دلیل تشابه اسمی
سیدحسن ابوترابی به دلیل شباهت اسمی با مرحوم ابوترابی به مدت هشت سال و نیم تحت شکنجه و اسارت نیروهای عراقی قرار گرفت
به گزارش خبرگزاری حیات؛ سیدحسن ابوترابی، آزاده دوران دفاع مقدس به هشت سال و نیم اسارت خود به دست نیروهای بعثی عراق و گوشهای از جانفشانی و استقامت رزمندگان اسلام اشاره کرد و گفت: به دلیل شباهت اسمی با مرحوم ابوترابی به اشتباه به جای ایشان در دوران اسارت شکنجه میشدم.
وی با اشاره به اینکه در حمله والفجر مقدماتی به اسارت دشمن بعثی درآمدیم، اظهار داشت: دستهای ما را بستند و به پشت خواباندند و بالای سر هر کدام از ما یک سرباز مسلح گذاشته و گفتند که شما را میخواهیم اعدام کنیم، پس از دقایقی فرمانده آنها که یک سرهنگ بود آمد و پس از دستور او یک ماشین 10 چرخ آمد، دیدیم که عقب آن رزمندگان ما را که زخمی شده و به اسارت آنها در آمده بودند را روی هم انداختهاند.
این آزاده لرستانی افزود: سرهنگ عراقی به ما گفت که بلند شوید و نگاه کنید، با دست به راننده 10 چرخ علامت داد و کمپرسی آن بالا رفت و زخمیها را مانند بار در گودالی خالی کرد و یک دستگاه بیل مکانیکی روی آنها خاک ریخت و با بیل چند بار روی آنها زد و خاکها را صاف کرد و ما فقط میتوانستیم اشک بریزیم و ناله کنیم و عراقیها میخندیدند.
وی افزود: پس از زنده به گور کردن زخمیها ماشین 10 چرخ چند بار از روی آنها عبور و بدن مطهر آنها را له کرد.
ابوترابی در ادامه گفت: پس از آن ما را سوار ماشین 10 چرخ کردند و به یک مدرسه انتقال دادند که 2 هزار نفر از رزمندگان اسلام را که به اسارت گرفته بودند در آنجا نگهداری میکردند، شب را آنجا ماندیم صبح که از خواب بیدار شدیم، دیدیم که یکی از اسرا که جوان خوش سیمایی بود، بر اثر شدت جراحت به شهادت رسیده بود.
این آزاده لرستانی تصریح کرد: بعثیها ما را به دستههای پنج نفری تقسیم و سوار ماشین لندکروز کردند و به داخل شهر بغداد بردند، قبل از بردن ما در بغداد اعلام کرده بودند که میخواهند ما را در شهر بچرخانند پس از آن ما را به اردوگاه موصل بردند و مدت هشت سال و نیم در اسارت بعثیها بودیم و در این مدت خیلی از رزمندگان در آنجا شربت شهادت نوشیدند و به آرزوی خود رسیدند و پس از هشت سال و نیم مقاومت و پایداری رزمندگان و در راس آن رهبریهای پیامبرگونه امام راح (ره) و مقام معظم رهبری به آغوش پر مهر ایران برگشتیم.